
هفته نامه صداي آزادي : چهلمين روز درگذشت شاعر جوان سرپل ذهابي ، مريم حاتمي از راه رسيد. شاعر تغزلهاي ماندگار و عواطف انساني، چهل روز پيش در يک سانحه ي رانندگي جان به جهان آفرين تسليم کرد وآخرين غزل بدرودش را خواند. او که در طول حيات شاعرانه ي خويش در دنياي غزل و شعر سپيد به دنبال بي کرانه ها بود کتابي از خود با نام اشک هاي گل آلود يک الهه به جا گذاشت.
اين شاعر سرپل ذهابي علاوه بر سير در آسمان شعر و ادب، تحصيلات دانشگاهي اش را تا کارشناسي ارشد در يکي از بهترين دانشگاههاي ايران پي گرفت و در يکي از بروزترين رشته هاي دانشگاهي ادامه تحصيل داد. اما انگار سرنوشت نمي خواست بيش از اين هواي اين روزگار را تنفس کند. دوستداران شعر و ادبيات به ياد اين زنده ياد دوشنبه ساعت 5 عصر بر سر مزارش در شهرستان سر پل ذهاب گرد آمدند تا ياد و نامش را ديگر بار گرامي بدارند.
غزلي از زنده ياد مريم حاتمي
گفتی صبور باش چه جوری پسر عمو؟
دیگر بس است عشق و صبوری پسر عمو
جان خودت به خاطرهها اکتفا نکن
دق میکنم از این همه دوری پسر عمو
گفتی به من لجوجی و مغرور و خیره سر
وقتی ندارمت چه غروری پسر عمو
یعنی ندیدهای که مرا آب کردهاند
این گریههای هر شبه، کوری پسر عمو!
حالا تمام پنجرهها مال تو….. فقط
بر من ببخش روزن نوری پسر عمو
من با تمام دل به خدا دوست دارمت
اما چقدر فاصله؟ دوری پسر عمو
اه…… باز هم که من همهاش حرف میزنم
تو از خودت بگو چه جوری پسر عمو؟
حق با تو است من بدم و خیره سر هنوز
اما تو باز هم چه صبوری پسر عمو